فيروز ميرزا فرمانفرما
58
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
است . بهقدر يك ميدان اول منزل كه اطراف قريهى برج باشد جنگل بسيار خوب بهقاعدهاى است . مثل كلاردشت مازندران ، خوشهوا و با صفا درّاج و چرغى و تيهوى زيادى داشت ، پنجاه شصت شكار شد . پس از آن جنگل ، صحراى شنزار صاف بتههاى كوچك روئيده و زمين مثل راه شسته بود . از دو فرسخى به ريگان مانده باز ابتداء جنگل بود كه هر چه به ريگان نزديك مىشد جنگل بيشتر و معتبر بود و ميان اين جنگل يك فرسخ به ريگان قنوات متعدد بود كه همهى زراعت اهالى آنجا در آن جنگل از آن آبها مشروب مىشود و عمل مىآيد . راه اين جنگل تا ريگان مثل خيابان بسيار صاف و هموار مىباشد ، در حقيقت خيابان خدا آفرين است . بعضى از نقاط به واسطهى نهرهاى آب قنات درشكه را معطل مىنمود ، و الا بهعينه مثل كلاردشت بلكه وسيع و هموارتر است . همهجا تماشا و شكار جيرفتى و درّاج و تيهو مىشد . از رعاياى آنجا جويا گرديد كه با اينكه اين زراعت در ميان جنگل است چگونه حاصل مىدهد . گفتند از بس زمين قابل و با استعداد مىباشد هرتخمى سى تخم مىشود و پانزده روز بعد از عيد گذشته حاصل مىرسد دست به درويدن و برداشتن محصول مىگذارند . اصل زمين شن است و از خود رطوبت دارد و به واسطهى رطوبت زمين حاصل پرورش مىيابد جنگل هم از باب رطوبت زمين است ، وسعت اين جنگل و صحرا خيلى است كه هرگاه ده هزار شتر در آن چرا نمايد كفايت مىدهد ، گوسفند كه هرقدر بخواهند نگاه مىدارند . وضع امور رعيتى اينها بهطورى است كه گاوكارى را هم مهار كرده عوض شتر و الاغ بار مىكنند و در وقت زراعت با او زراعتكارى مىنمايند و امور آنها به اينطور مىگذرد و سكنهى اين قريه يكصد و پنجاه خانهوار مىشود كه همهى آنها دور قلعهى ديوانى واقع شده و